![]() |
|
مروری بر مقالات حوزه ارتباطات در سال ۲۰۰۷ ترجمه و اقتباس از : یاسر مرادی عباس آبادی ۱) تحلیل گفتمان سرمقاله روزنامه های نخبه امریکایی در مورد برنامه هسته ای ایران A Discourse Analysis of Elite American Newspaper Editorials The Case of Iran’s Nuclear Program Foad Izadi & Hakimeh Saghaye-Biria, Louisiana State University, Baton Rouge اين مقاله با بهرهگيري از مفهوم شرقشناسي ادوارد سعيد و مفهوم ايدئولوژي از وندايك به تحليل سرمقالههاي سه روزنامة نخبة آمريكا در مورد پوشش برنامة هستهاي ايران پرداخته است. تحليل انتقادي گفتمان اين روزنامهها از سال 1984 تا 2004 نشان داد كه روزنامههاي واشنگتنپست و والاستريتژورنال بيش از نيويورك تايمز به استدلالهاي شرقشناسانه در مواجهه با برنامة هستهاي ايران متوسل شدند. در اين مقاله با استفاده از روش تحليل محتواي انتقادي تلاش شده است تا بازنمايي ايدئولوژيك سياستهاي ايالت متحده در قبال برنامة هستهاي ايران در سرمقالههاي سه روزنامة نخبة آمريكا مورد كنكاش قرار بگيرد. اين مطالعه بر چگونگي تأثيرگذاري اين بازنمايي ها در شكلدهي به هويتهاي درونگروهي و برونگروهي بر اساس ايماژهاي شرقگرايانه از اسلام و مسلمانان ميپردازد. در اين مقاله ايدئولوژي به تعبير استوارت هال و تحت عنوان چارچوبهاي فكري، زبان، مفاهيم، مقولهبنديها، انديشهها و نظامهاي بازنمايي تعريف شده است، كه با استفاده از آن گروههاي مختلف رفتارهاي جامعه را درك كرده و تبيين ميكنند. ايدئولوژي به تعبير هال و وندايك به عنوان نظامي نمادين از انديشهها به سازماندهي، حفظ و تثبيت شكل خاصي از روابط قدرت ميانجامد. شرقشناسي به مثابة ايدئولوژي در اينجا به عنوان مفهومي گفتمان از شرق شناخته ميشود كه شامل تضادهايي دوگانه است كه غرب را به عنوان مركز مدرن و افكار روشنفكرانه و شرق را به مثابة مرموز و اغلب ديگرانِ خطرناك در نظر ميگيرد. اين تحقيق بر اساس تئوري وندايك در تحليل رسانهها است كه از سه قسمت تشكيل ميشود: 1ـ توصيف ساختارهاي استدلالي 2ـ بيان پيشفرضها، تصورات، هنجارها و ارزشها 3ـ ساختار رواني كه براي گسترش و برجستهكردن رويدادها و بازيگران سياسي به كار گرفته مي شود. بنابراين اين پژوهش دو سؤال اصلي را مطرح ميكند: 1ـ رويدادها، بازيگران و سياستها دربارة برنامة هستهاي ايران چگونه در اين سه روزنامة نخبة آمريكايي به تصوير كشيده شدهاند؟ 2ـ آيا در اين سرمقالهها استدلالهاي شرقشناسانه به عنوان بنياد و اساس بحث براي نظريهپردازيهاي سياسي به كار گرفته شدهاند؟ محققان رسانه روش تحليل گفتمان انتقادي را به عنوان ابزاري براي ساختارزدايي از ايدئولوژي رسانههاي جمعي و ديگر گروههاي نخبه و براي شناسايي و تعريف جامعه، اقتصاد و روابط تاريخي قدرت بين گروههاي مسلط و فرعي مورد توجه قرار داده اند. ادوارد سعيد شرقشناسي را به عنوان ايدئولوژياي اروپامحور در بازنمايي رسانهاي از اسلام و مسلمانان مورد توجه قرار داده است. دادههاي اين تحقيق سرمقالههاي سه روزنامة نخبة آمريكايي از سال 1984 تا 2004 بودند. اين روزنامهها به مسائل بينالمللي در سطح وسيع ميپردازند. بنابراين اگرچه يواساي تودي و لوسآنجلستايمز از نظر تيراژ مقام اول و چهارم را در ميان روزنامهها دارند، اما چون در تصميمسازيهاي سياسي نقش چنداني ندارند در اين مطالعه مورد بررسي قرار نگرفتند. نتيجة اين تحقيق يافتههاي كريم و مكآليستر را در سالهاي 2000 و 2001 تأييد ميكند، مبني بر اينكه امروزه ديدگاه شرقشناسانه نسبت به كشورهاي اسلامي و مسائل سياسي آنها متكي بر ايدة منبع تهديد است. اين مقاله به اين نتيجه ميرسد كه در مورد برنامة هستهاي ايران، مسألة تهديد تراست و حق انحصاري نقش مهمتري را از وجود خطر واقعي دستيابي به سلاح هستهاي ايفا ميكند. اين مقاله نشان ميدهد كه روزنامههاي مذكور چگونه با استفاده از مانورهاي زباني، سبكي و استدلالي، به طور گزينشي به پوشش منازعات ايران با نهادهاي بينالملي پرداخته اند. نويسندگان مقاله معتقدند كه با وجود تفاوت در خطمشيها هر سه روزنامه اين پيشفرض را كه ايران در پي دستيابي به سلاح هستهاي است يا اينكه طبيعت اسلام خود منبع تهديد تلقي مي گردد را به چالش نمي كشند. همچنين بيتوجهي آنها به عدم پایبندی كشورهاي اروپايي و آمريكا در برابر تعهداتشان نيز حاكي از عدم وجود انتقاد در رسانهها از سياستهاي رسمي است. The online version of this article can be found at: http://jci.sagepub.com/cgi/content/abstract/31/2/140
۲) رسانه های خبری اینترنتی و گسترش مساله: مطالعه موردی درباره نقش سرویسهای خبری مستقل آنلاین به مثابه برجسته سازان در اعتراضات ضد امریکایی Internet news media and issue development: a case study on the roles of independent online news services as agenda-builders for anti-us protests in South Korea Yonghoy Song, Ewha Womans University, South Korea اين مقاله تحقيقي نقش سرويسهاي خبري مترقي آنلاين را در مقايسه با روزنامههاي چاپي معتبر كرةجنوبي در گسترش واكنشهاي ضدآمريكايي در پي كشته شدن دو دختر دانشآموز كرهاي توسط خودروي نظاميان آمريكايي در سال 2002 مورد مطالعه قرار ميدهد. اين تحقيق نشان ميدهد كه تفاوت آشكاري بين سرويسهاي خبري آنلاين و روزنامههاي چاپي محافظهكار در پوشش اين موضوع وجود داشته است. اين تفاوتها در تعداد مقالات، منابع خبري مورد استفاده و بكارگيري چارچوبها براي بحث و استنباط پيرامون موضوع بوده است. نتايج اين تحقيق آشكارا بيانگر اين موضوع بوده است كه رسانههاي آنلاين كرهاي نقش مهمي در تبديل واكنشهاي ايجاد شده از مرگ دو دختر دانشجو به احساسات شديد ضدآمريكايي داشتهاند. اين مقاله از روش تحليل محتوا بهره جسته است. در اين مقاله گزارشهاي خبري پنج سازمان خبري شامل سه روزنامة ملي و دو سرويس خبري آنلاين مورد تحليل قرار گرفتند. دادههاي مورد تحليل در اين تحقيق شامل تمامي مقالات اين پنج سازمان خبري ميشد (نمونه گيري انجام نشد) كه از زمان كشتهشدن اين دو دختر در 13 ژوئن 2002 تا پايان همان سال منتشر شده بودند. از سال 2003 يعني زماني كه كانديداي حزب پيشرو در انتخابات رئيس جمهوري پيروز شد، به تدريج از شدت اعتراضات ضد آمريكايي كاسته شده بود. در مجموع 1063 مقاله گردآوري شد، كه از ميان آنها 510 مقاله برگرفته از دو سرويس خبري آنلاين بودند. اين مقاله توانايي رسانههاي خبري آلترناتيو را در برجستهسازي رويدادها مورد تأييد قرار ميدهد. The online version of this article can be found at: http://nms.sagepub.com/cgi/content/abstract/9/1/71
۳) Globalization, Language, and the Tongue-Tied American A Textual Analysis of American on the Global Hegemony of English Discourses Christof Demont-Heinrich / University of Denver, Colorad در اين مقاله نويسنده به دنبال پاسخ به اين سؤال است كه، زبان انگليسي چگونه در گفتمان رسانههاي نوشتاريِ روزنامههاي معتبر آمريكايي شكل مي گيرند؟ نويسنده پاردوكس آشكار ميان مسألة تنوع چشمگير گونههاي زباني و تبليغ يكزبانگي گسترده در آمريكا را مورد نقد قرار داده است. در اين ميان موضوع بسيار جالب توجه كه نويسنده آن را «حسرت آرزومندانه» مينامد، اين است كه: آمريكاييها به گونهاي رفتاري ماليخوليايي در برابر هژموني زبان انگليسي به عنوان مانع و سركوبي براي انگيزهها و فرصتها براي چندزبانگي، دارند. منظور از هژموني زبان انگليسي، در واقع مسألة تأثيرگذاري بازيگران اجتماعي در بازتوليد يك نظم جديد زباني در جهان هست. در اين مقاله نويسنده بنا بر پيشنهاد شيلر مبني بر اينكه محققان ارتباطات بايد توجه بيشتري به چگونگي درك آمريكاييها از خود و همچنين وضعيت آمريكا، داشته باشند، تمركزش را بر چگونگي نگرش آمريكاييها نسبت به وضعيت زبانيِشان و مفهوم جهانيشدن قرار داده است. نويسنده معتقد است كه براي مطالعة جهاني شدن، لازم است به وضعيت بازيگر اصلي آن يعني آمريكا بپردازيم تا ببينيم چگونه خودش را به عنوان سردمدار جهان بازنمايي ميكند. بنابراين با استفاده از روش تحليل متن، گزارشها و مقالات نوشتهشده توسط نخبگان آمريكايي در رابطه با هژموني زبان انگليسي را مورد مطالعه قرار داد. همچنين، از پرسشنامههايي در كلاسهاي درس يادگيري زبان دوم دربارة انگيزهها و نگرش نسبت به زبانهاي ديگر نيز استفاده كرد. نمونهها از ميان نشريات نخبه (prestige Press) شامل «واشنگتن پست»، «لوسآتجلس تايمز»، «نيويورك تايمز»، «وال استريت ژورنال» و «هرالد تريبون» طي 11 سال از 1991 تا 2003، انتخاب شدند. متنهاي برگزيده در قالب 4 گفتمان موجود پيرامون هژموني جهاني زبان انگليسي مقولهبندي شدند. اين 4 گفتمان عبارت بودند از: 1- گفتمان پيشرفت جهاني 2- گفتمان پيروزيگرا 3- گفتمان مردمگرا 4- گفنمان برخورد و رقابت زباني. در اين مقاله از روش تحليل گفتمان و نيز روش تحليل متن استفاده شد و در اين راه از ايدة استوارت هال: «غرقشدن در عمق»، پيروي شده است. نويسنده به دنبال كشف و دريافت «پيشفرضها و تصورات معمول» در گفتمان رسانهها به تعبير فركلاف، به طور سيستماتيك متنها را بررسي و آنها را در پيوند با بافت كلان جامعه، مورد تحليل قرار داد. با اين پيشفرض كه رسانهها به بازتوليد بازنماييها از جهان اجتماعي كمك ميكنند و همچنين آن را انعكاس ميدهند. پرسشنامهاي كه ذكر شد، غير از 4 سؤال اول كه مربوط به مشخصات افراد بود، شامل دو سؤال باز ميشد:
هدف نويسنده از تهية پرسشنامه نه افزايش قدرت تعميمپذيري دادهها، بلكه ايجاد امكان مقايسه با تحقيقهاي انجام گرفته در كشورهاي ديگر چون فندلاند و استراليا دربارة مسألة گسترش هژموني زبان انگليسي بوده است. از ميان متنهاي كه از نشريات انتخاب شده بودند، تعداد كمي از آنها صريحاً بر هژموني جهاني زبان انگليسي دلالت داشتند و آن را منعكس كرده بودند و آنهايي كه به موضوع هژموني زبان انگليسي اذعان داشتند، بيشتر بر جنبههاي منفي اين پديده نظر داشتند. اين جنبههاي منفي بيشتر در پرسشنامهها ذكر شده بود؛ مسائلي از قبيل «بيانگيزگي آمريكاييها براي آشنايي با زبانهاي خارجي» و «تهديد و در معرض ديد بودن امنيت ملي و برتري اقتصادي آمريكا». موضع مهمي ديگري كه مشاهده شد، پارادوكس ميان هژموني زبان انگليسي و استعدادهاي چندزبانگي در آمريكا بود. رويهمرفته اغلب متنهاي مورد تحليل بر جنبههاي منفي هژموني زبان انگليسي و محدوديتهايي كه براي آمريكاييها از اين طريق ايجاد ميشود تأكيد داشتند. The online version of this article can be found at: http://jci.sagepub.com/cgi/content/abstract/31/2/98
۴) تحت تعقیب ، زنده یا مرده ؛ چارچوبهای(منطق) رسانه ای ، پذیرش، چارچوبها و پشتیبانی از جنگ در افغانستان Media Frames, Frame Adoption, and Support for the War in Afghanistan Wanted, Dead or Alive: Jill A. Edy & Patrick C. Meirick
نويسندگان اين مقاله با انجام تحليل محتوا بر روي مطالب خبري رسانههاي آمريكا (برنامههاي خبري شبكههاي تلويزيوني) پس از فاجعة يازده سپتامبر، تلاش كردند تا نشان دهند كه چگونه رسانهها ضعف نيرهاي امنيتي در داخل در مواجه با جنايتكاران را با فرافكنيها و جلب توجه مردم به سوي تروريستهاي بينالمللي ناديده گرفتند و زمينه را براي حمله عليه حكومت طالبان در افغانستان آماده كردند. ضمناً با انجام يك پيمايش تلفني از اهالي تِنِسي نحوة درك مخاطبان از چارچوبهاي ارائه شده و ميزان تأثيرگذاري اين چارچوبها را در جلب حمايت از جنگ عليه تروريسم مورد بررسي قرار دادند. اين مقاله سعي كرده است تا ميزان تأثيرگذاري چارچوبهاي رسانهاي در جلب حمايت از برنامهها و سياستها را مورد سنجش قرار دهد. بنابراين با تحليل محتوا از اخبار شبانگاهي شبكهها در اواخر اكتبر 2001 نشان ميدهد كه رسانههاي آمريكا، رويداد يازده سپتامبر و حواشي آن را در قالب دو اصطلاح جنگ و جنايت چارچوبگذاري كردهاند. همچنين يك تحقيق پيمايشي همزمان از 328 نفر از اهالي تِنِسي در آمريكا نشان داد كه مخاطبان بيشتر از آنكه دو چارچوب مجزا براي جنگ و جنايت را بپذيرند، عناصر هر يك از اين چارچوبهاي رسانهاي را از راههاي گوناگون با هم تركيب كرده و مورد پذيرش قرار دادهاند. اين پيمايش همچنين بيانگر اين مطلب بوده است كه درك و فهم مخاطبان از حوادث يازده سپتامبر تأثير بسزايي در حمايت آنها از جنگ در افغانستان داشت. نتايج اين پژوهش پيچدگيهاي پديدة تعيين چارچوبهاي رسانهاي را به خوبي نشان داده است و به نظر ميرسد براي شناخت چگونگي درك مخاطبان از چارچوبهاي رسانهاي نيازمند سنجههاي دقيقتري هستيم. Journal of Communication 57 (2007) 119–141 ª 2007 International Communication Association 119. (ISSN 0021-9916)
۵) وب نگاری به مثابه مقاومت فرهنگی مطالعه پروژه sarsart Internet Web Logs as Cultural Resistance A Study of the SARS Arts Project James Gillett / McMaster University, Hamilton, Ontario, Canada
اين مقاله به بررسي يك پروژة اينترنتي با عنوان sarsart.org ميپردازد كه در پي شيوع بيماري سارس در بهار 2003، اقدام به نمايش عكسها وكاريكاتورهاي متنوعي در اين زمينه كرد. به اين منظور و براي تحقيق در باب ماهيت و اهميت اين پروژة اينترنتي، از روشهاي كيفي شامل مطالعة آرشيوها، تحليل نشانهشناختي و مصاحبه استفاده شد. تحليلها در اين مقاله بيانگر روشهايي هستند كه طي آن بلاگرها و هنرمندان، به مخالفت و تعارضجويي در برابر بازنماييهاي نهادي از سارس پرداختند. اين سايت بازنماييهاي انجام گرفته از اين فاجعه را از سه طريق به چالش ميكشد: 1- به تصوير كشيدن افراد مبتلا به سارس 2- به تصوير كشيدن متخصصان بهداشت و سلامت 3- به تصوير كشيدن ريسك و اضطراب ناشي از فاجعه. در اين مقاله اينگونه استدلال ميشود كه پروژههاي اينترنتي مانند sarsart.org ميتوانند ظرفيت مقاومت فرهنگي را، با خلق فرصتهاي بيشتر براي بيان مخالفتهاي سياسي در برابر سلطة نهادها، افزايش دهند. همانطور كه ميدانيم استفاده از رسانه براي بيان تجربيات زنده يا روزشمار زندگي، از عناصر پايدار فرهنگ عامه در جوامع دمكراتيك مدرن ميباشد. عكسبرداري، انعكاس شخصيتها در روزنامهها و يادداشتهاي روزانه، فيلمهاي ويدئويي شخصي و... براي سنديت بخشيدن، بازشمردن و به اشتراك گذاشتن جنبههاي معنادار زندگي روزمره به كار ميروند. در دهههاي اخير اين مسائل با ظهور تكنولوژيهاي نوين رسانهاي جايگاهي با اهميتتر يافته است. دسترسي آسان به اينترنت نه تنها فرصتهاي جديدي را براي ايجاد ارتباط از طريق ايميل و چت به وجود آورده است، بلكه موجب تشديد امر بازنمايي خويشتن از طريق وبسايتها و وبلاگها شده است. اين تحقيق از شيوة تحقيق كيفي با رويكردي كه هاينه اولين بار در سال 2000 در كتابش با عنوان مردمنگاري مجازي مطرح كرد، استفاده ميكند. هاينه معتقد است كه تحقيق دربارة اينترنت نيازمند متدلوژي متفاوتي از ديگر رسانهها نيست، بلكه با تعديلاتي ميشود از همان شيوهها براي پژوهش در اينترنت و زندگي اجتماعي مجازي يا آنلاين استفاده كرد. در بهار 2003، اندكي پس از اينكه رسانههاي جمعي به انعكاس خبر و گزارش دربارة مرگهاي پياپي ناشي از شيوع بيماري سارس پرداختند، پروژة اينترنتيsarsart اقدام به بازنمايي متضاد و متعارض از فاجعة سارس كرد. در اين تحقيق علاوه بر بررسي تاريخچه، فرم و محتواي سايت، لينكهاي آن نيز مورد بررسي قرار گرفتند و همچنين تحليل نشانهشناسي از اثرهاي هنري متل عكسها، كاريكاتورها و ... نيز انجام گرفت. براي تحليل نهايي مصاحبههايي نيز با سدستندركاران پروژه انجام شد. تحليل نشانه شناسي با استفاده از رويكرد بارت انجام شد و بر اساس تمايزي كه وي ميان معناي صريح (denotation) و معناي ضمني (connotation) قائل شده است. در اين نحقيق مطالبي كه در وبسايت حهت تخريب اسطورة سارس كه ساختة رسانهها، گفتمان نهادي و دولت بود نيز، مورد تحليل قرار گرفتند. The online version of this article can be found at: http://jci.sagepub.com/cgi/content/abstract/31/1/28 |
|
لوگوی وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
این وبلاگ توسط گروهی از دانشجویان کارشناسی ارشد ارتباطات اجتماعی دانشگاه تهران به منظور بحث و بررسی هرچه بیشتر در مورد روشهای تحقیق در ارتباطات اجتماعی، زیر نظر دکتر "حمید عبدللهیان"، عضو هیئت علمی گروه ارتباطات دانشگاه تهران، راه اندازی شده است. خواهشمندیم با ارائه نظرات خود _بصورت ایمیل_ ما را یاری فرمایید.
|
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 بهمن 1385 دی 1385 |
|
RSS
|